سرمایه خطرپذیر، سرمایهای است که به همراه کمکهای مدیریتی، در اختیار شرکتهای نوپا، کوچک، بهسرعت در حال رشد و دارای چشمانداز اقتصادی روشن قرار میگیرد.
سرمایهگذاری مخاطرهپذیر، به معنای عرضه وجوه مالی به شرکتهای تازه تأسیسی است که سابقه تاریخی چندانی برای جذب سرمایه از منابع تأمین مالی سنتی، مانند بازارهای عمومی یا مؤسسات وامدهنده ندارند. شرکتهای نوپا و کارآفرینان فعال در آنها، نیازمند سرمایه برای توسعه برنامههای کسبوکار خود هستند و به دلیل نداشتن داراییهای مشهود، نمیتوانند از روشهای سنتی جذب سرمایه، نظیر اخذ وام استفاده نمایند.
بنا بر تعاریف موجود در مجموعه قوانین کشورهای مختلف از یک «VC»، میتوان گفت که سرمایهگذاری مخاطرهپذیر، نوعی از سرمایهگذاری است که 1) در یک کسبوکار پرمخاطره تازه تأسیس یا در حال رشد انجام میگیرد و 2) بهعنوان ابزاری برای تأمین مالی شرکت سرمایهپذیر یا کسبوکار نوپا مورد استفاده میشود که همراه با حق مشاوره، حق دسترسی به اطلاعات یا نمایندگی در هیئتمدیره یا حق مدیریت است. برای مثال، در مجموعه قوانین چین آمده است که سرمایهگذاری مخاطرهپذیر، نوعی از سرمایهگذاری است که به شکل سهامی و عمدتاً در شرکتهای دارای فناوریهای پیشرفته انجام گرفته و برخی خدمات مدیریتی نیز برای افزایش ارزش بازار سرمایهگذاری ارائه میشود.
یک سرمایهگذاری مخاطرهپذیر، دارای 5 ویژگی کلیدی است:
یک واسط مالی است (سرمایههای سرمایهگذاران کوچکتر را جمعآوری نموده و در مجموعهای از کسبوکارهای نوپا سرمایهگذاری مینمایند)؛
تنها در شرکتهای خصوصی سرمایهگذاری مینمایند؛
نقش فعالی در نظارت بر شرکتهای حاضر در سبد سرمایهگذاری خود دارد؛
هدف اصلی، حداکثر نمودن نرخ بازگشت سرمایه در هنگام خروج از کسبوکار است (فروش سهام و یا عرضه اولیه عمومی سهام)؛
بر روی رشد داخلی شرکتها سرمایهگذاری مینمایند.
یکی از نکاتی که میبایست به آن توجه داشت، وجوه تشابه و تمایز میان سرمایهگذاران مخاطرهپذیر و فرشتگان کسبوکار است. سرمایهگذاران فرشته، از برخی جنبهها مشابه «VC»ها هستند، اما تفاوتهایی نیز دارند. برای مثال، فرشتگان کسبوکار از داراییهای شخصی خود برای سرمایهگذاری استفاده مینمایند و در نتیجه، ویژگی اول سرمایهگذاران ریسکپذیر را ندارند. فرشتگان کسبوکار، عموماً دارای سوابق کارآفرینانه موفقی بوده و از این منظر، بسیار شبیه به یک سرمایهگذار مخاطرهپذیر هستند. با این حال، این واقعیت که آنها از سرمایه شخصی خود استفاده مینمایند، باعث میشود تا موقعیتی متفاوت با سرمایهگذاران مخاطرهپذیر داشته باشند. علاوه بر این، فرشتگان کسبوکار عمدتاً در حوزه مدیریتی کسبوکار نوپا دخالتی نداشته و حتی در موارد خاص نیز که این مداخله صورت میپذیرد، بهصورت ساختارمند و مشابه با صندوقهای «VC» که عنان استارتآپ را در دست میگیرند، نیست.
سرمایهگذاری ریسکپذیر، یکی از مهمترین منابع تأمین مالی شرکتهای کوچک و متوسط در حوزه فناوری است که معمولاً در مراحل پس از کشت ایده و برای کمک به توسعه نهایی محصول و تجاریسازی آن انجام میگیرد. این نوع از سرمایهگذاری، برای یک ایده نو یا محصول جدیدی که احتمالاً دارای ریسک بالا و در عین حال، پتانسیل بالقوه برای تأمین بازده بالاتر از میانگین سود در سرمایهگذاریهای متداول است، استفاده میشود.
بنا بر آمار و گزارشهای منتشر شده در زمینه نرخ موفقیت سرمایهگذاریهای مخاطرهپذیر، بیش از یکسوم از سرمایهگذاریهای صورت گرفته، با شکست مواجه میشود. دلیل اصلی این امر، در ماهیت کارآفرینی نوآورانه و کسبوکارهایی است که مورد حمایت قرار میگیرند. این شرکتها، عموماً هیچگونه درآمد بالفعلی نداشته و محصولی نیز برای تولید نهایی و عرضه به بازار آماده نکردهاند. آنها صرفاً بر روی یک ایده هیجانانگیز متمرکز هستند که به نظر خودشان، چشماندازی روشن در بازار تقاضا خواهد داشت و البته از یک تیم مدیریتی کامل و باتجربه نیز بهرهمند نیستند. بدیهی است، سرمایهگذاری در شرکتهایی با این خصوصیات، با مخاطرات فراوانی همراه است. شاید به همین دلیل است که نام این نوع از سرمایهگذاری را سرمایهگذاری مخاطرهپذیر نهادهاند.
مهمترین ویژگیهای سرمایهگذاری مخاطرهپذیر:
توجه به شرکتهای استارتآپی مبتنی بر دانش در حوزه فناوریهای پیشرفته؛
خطرپذیری (سرمایهگذاری بر روی ایدههای فناورانه بدون دریافت هیچگونه تضمین قبلی)؛
دیدگاه بلندمدت؛
انگیزه سودآوری (بسیار بالاتر از نرخ سود در سرمایهگذاریهای متعارف)؛
مشارکت در مدیریت کسبوکار نوپا؛
خروج از سرمایهگذاری از طریق فروش سهام و یا واگذاری به دیگر شرکتها یا افراد علاقهمند.
فرآیند تأمین مالی مخاطرهپذیر و رابطه کارآفرینان با سرمایهگذاران، بلندمدت و طولانی است. مجموعه فعالیتهای مرتبط با این فرآیند را میتوان در هفت فاز اصلی خلاصه نمود:
1- آیندهپروری: چنانچه آینده موضوع سرمایهگذاری، از قبل مشخص شده باشد، نیازی به اجرای این فاز نخواهد بود. در واقع این فاز، اجرای یک پروژه پژوهشی است که ممکن است در دانشگاه و یا در هر مرکز تحقیقاتی دیگر انجام گیرد.
2- تشکیل تیم سرمایهگذاری: سرمایهگذاری موفق، مستلزم دسترسی به تخصصهای مختلف اقتصادی، فنی، مالی و تجاری است. بنابراین مدیریت پروژه سرمایهگذاری، میبایست از افرادی با مهارتهای گوناگون استفاده نماید. خروجی نهایی این فاز، تدوین و طراحی اقتصادی طرح اولیه سرمایهگذاری خواهد بود.
3- تهیه برنامه کسبوکار: این طرح، در برگیرنده شیوه اجرای سرمایهگذاری بوده و شامل بخشهای متعددی است، از جمله: الف) تهیه گزارش مقدماتی توجیهی پروژه شامل تعریف موضوع فعالیت، زمان، شرکا، مکان پروژه و ...، ب) تهیه گزارش توجیهی از وضعیت پتانسیل بازار هدف، ج) تهیه برنامه تولید محصول، د) تهیه برنامه عملیاتی برای خرید ابزار و وسایل مورد نیاز و همچنین برای نصب و راهاندازی، ه) برنامهریزی برای مدیریت نیروی انسانی، مدیریت اقتصادی و مدیریت اجرای پروژه و و) برنامهریزی مالی برای تعیین نقطه سربهسر، دوره برگشت سرمایه و مانند آن.
4- احداث پروژه: خرید یا اجاره محل پروژه، نصب ماشینآلات و خطوط تولید در کارگاه، خرید مواد اولیه، استخدام نیروی کار لازم، اتصال خطوط انرژی تا زمان اطمینان از امکان شروع واقعی پروژه.
5- شروع به فعالیت پروژه: تولید محصول برنامهریزی شده، ارائه محصول به بازار و حسابداری صنعتی.
6- سودآوری پروژه: در این فاز، پروژه دوره برگشت سرمایه را پشت سر گذاشته و به مرحله سوددهی رسیده است و قادر خواهد بود بدون نیاز به پشتیبانی سرمایهگذاران اولیه، به کار خود ادامه دهد.
7- انحلال مشارکت در سرمایهگذاری اولیه: در این فاز، استراتژی خروج از مشارکت در سرمایهگذاری اولیه مطرح شده و بر اساس این استراتژی، صاحبان سرمایه اولیه، سرمایه خود را به همراه سود مورد توافق، از سیستم پروژه خارج میسازند.
0 کامنت