مهم ترین اثرات سرمایه گذاری خطر پذیر

داستان تمامی استارتاپ‌ها با یک ایده شروع می‌شود. ایده‌ای که قابلیت تبدیل شدن به راهکاری نو برای رفع نیازی پنهان از مشتری و یا راه‌حلی بهتر نسبت به راه‌حل‌های موجود برای رفع نیازهای آشکار او را داشته باشد. بدیهی‌ست که استارتاپ برای جذب سرمایه انسانی توانمند، تبدیل  ایده به محصول، معرفی محصول به بازار هدف، تسخیر بازار هدف، رشد و افزایش مقیاس‌ و در نهایت دستیابی به برتری در صنعت خود به منابع مالی بسیار زیادی نیاز دارد. (میانگین سرمایه جذب شده توسط استارتاپ‌های تکنولوژی محور امریکایی در مراحل مختلف توسعه تا قبل از اولین عرضه سهام در بورس ۲۳۹ میلیون دلار است.)
در واقع اگر استارتاپ را کسب و کاری نوپا، تکنولوژی محور و مقیاس‌پذیر بدانیم، ایجاد تحول در صنعت مورد فعالیت، تسخیر ‌سریع بازار هدف و دستیابی به برتری، بدون وجود سرمایه گذاران خطر پذیر در مراحل مختلف رشد و افزایش مقیاس امکان‌پذیر نیست.
بنابراین نیاز به بازاری کارا متشکل از سرمایه گذاران خطر پذیر برای فراهم کردن سرمایه پولی مورد نیاز استارتاپ‌ها و مهم‌تر از آن سرمایه‌هایی از جنس اعتبار، روابط، مشاوره‌های عملیاتی و استراتژیک و همچنین تجربه و مهارت‌های مدیریتی مطرح است.
به همین دلیل ارزش سرمایه‌ای که سرمایه گذاران خطر پذیر خبره برای استارتاپ های موجود در پرتفلیوی خود فراهم می‌کنند، بسیار فراتر از مبلغ سرمایه تزریق شده، است. برای نمونه یک سرمایه گذار خطر پذیر خبره در محقق شدن رشد و افزایش مقیاس، ایجاد همکاری‌های استراتژیک استارتاپ با دیگر بازیگران کلیدی صنعت، مشتریان یا تأمین‌کنندگان، افزایش کانال‌های فروش، جذب مدیران کلیدی برای استارتاپ، ارائه خدمات حقوقی، مالی و…، تسهیل و تسریع فرآیند خروج بنیان‌گذاران از استارتاپ (از طریق فرآیندهایی مانند ادغام و تملیک، عرضه اولیه سهام و… به دلیل داشتن روابطی کارآمد با پذیره نویسان)، جذب دیگر سرمایه گذاران خطر پذیر برای مشارکت در تأمین مالی استارتاپ در دورهای بعدی جذب سرمایه و… بسیار مؤثر خواهد بود.
می‌توان گفت سرمایه گذاران خطر پذیر با فراهم نمودن سرمایه مورد نیاز استارتاپ‌ها در مراحل رشد و افزایش مقیاس، آینده را تأمین مالی می‌کنند. جالب است بدانید موفق‌ترین شرکت‌ها در دو قرن ‌اخیر (اینتل، سیسکو، مایکروسافت، اوراکل، آمازون، فیسبوک، اپل، گوگل و…) همگی در مراحلی از رشد و افزایش مقیاس توسط سرمایه گذاران خطر پذیر تأمین مالی شده‌اند.
خطر پذیر بودن سرمایه گذاری دقیقا به چه معناست؟
سرمایه‌گذار خطر پذیر نسبت به سرمایه‌گذاران فعال در دیگر طبقه‌های دارایی مانند بورس سهام، صندوق‌های با درآمد ثابت، املاک و مستغلات و… ریسک بسیار بیش‌تری را متحمل می‌شود. به عبارت بهتر سرمایه گذار خطر پذیر بسته به مرحله توسعه استارتاپ در معرض ریسک‌های متفاوتی از قبیل تشکیل تیم، نمونه اولیه محصول، تناسب محصول با بازار هدف، درآمدزایی،  مقیاس پذیری، گسترش کسب و کار و… قرار خواهد گرفت.
برای مثال سرمایه‌گذار خطر پذیری که سرمایه مورد نیاز در مراحل بسیار اولیه استارتاپ را فراهم می‌کند، در معرض تمامی این ریسک‌ها قرار می‌گیرد. فرض کنید سرمایه گذار خطر پذیر پس از شکل‌گیری نمونه اولیه محصول مبلغ ۳۵۰ میلیون تومان را در استارتاپ سرمایه‌گذاری می‌کند. موفقیت این استارتاپ و ایجاد بازده سرمایه‌گذاری در افقی ۵ الی ۷ ساله مستلزم تشکیل تیمی از افراد توانمند، توسعه محصولی متناسب با بازار هدف، ایجاد جریان‌های درآمدی پایدار و قابلیت رشد و افزایش مقیاس استارتاپ است.
بنابراین برخلاف سرمایه گذار فعال در بورس سهام که تنها در معرض ریسک‌های سیستماتیک مربوط به اقتصاد کلان، تورم و یا ریسک بازار است، سرمایه گذار خطر پذیر در معرض کلکسیونی از ریسک‌های سیستماتیک و نیز ریسک‌هایی غیر سیستماتیک از قبیل ریسک‌های اندازه بازار در دسترس، شدت رقابت، قوانین و مقررات، مقیاس‌پذیری، مدل درآمدی، خروج از سرمایه‌گذاری و… خواهد بود.
بنابراین ویژگی خطر پذیر بودن علاوه بر ریسک‌های بسیار  در این نوع سرمایه‌گذاری، به احتمال بسیار کمِ موفقیت‌های بسیار بزرگ در استارتاپ‌ها بر می‌گردد.
طبق داده‌های تاریخی صنعت سرمایه گذاری خطر پذیر، بازده اکثر سرمایه گذاری‌ها بسیار کم و یا صفر است. در این میان تعدادی کم از سرمایه‌گذاری‌ها بازدهی چندین برابر اصل سرمایه (۳ تا ۱۰ برابر) و تعداد انگشت شماری بازده‌ای افسانه‌ای دارند. این تعداد انگشت شمار نه تنها زیان مربوط به سرمایه‌گذاری‌های ناموفق را جبران بلکه بخش قابل توجهی از بازده کل را تشکیل می‌دهند.
نمونه هایی از تأثیر حقوق و امتیازات سهام ممتاز برای سرمایه گذار خطر پذیر
در صورت شکست استارتاپ از مبلغ حاصل از فروش و نقدینگی استارتاپ پس از بازپرداخت بدهی‌ها، ضریبی از اصل سرمایه تزریق شده (معمولاً ۲ تا ۳ برابر) به سهامداران ممتاز پرداخت و سپس مابقی مبلغ میان هم‌بنیان‌گذاران تقسیم شود.
در صورتی که درصدی مشخص از سهامداران ممتاز تصمیم به فروش استارتاپ بگیرند، هم‌بنیان‌گذاران نیز بایستی سهام خود را در رویداد نقدینگی بفروشند.
در صورتی که ارزش گذاری استارتاپ در مرحله بعدی جذب سرمایه، به هر دلیلی حتی به دلیل نامساعد بودن شرایط اقتصادی، قحطی سرمایه و یا عوامل سیستماتیک کاهش پیدا کند، سهامداران ممتاز در راستای حفظ درصد سهام تحت مالکیت خود، تعداد سهام بیش‌تری دریافت کنند.

بخشی از این حقوق و روابط متقابل بین آن‌ها در طول زمان و با رشد استارتاپ و گذر از مراحل مختلف توسعه، تغییر می‌کنند و بخشی دیگر کارایی خود را از دست می‌دهند.
در صورت تمایل به آشنایی کامل با نحوه بهینه طراحی سهام ممتاز و تفاهم‌نامه سهامداری می‌توانید در دوره آنلاین مذاکرات استارتاپ و سرمایه‌گذار شرکت کنید.
البته در مواقعی ممکن است شکست استارتاپ به گونه‌ای اتفاق ‌افتد که امکان فروش سهام تحت مالکیت سرمایه گذار خطر پذیر و دریافت بخشی از اصل سرمایه وجود نداشته باشد. برای مثال فرض کنید استارتاپ قبل از رسیدن به نقطه سر به سر شکست را تجربه کند و محصول و تیم آن نیز توسط شرکت دیگری تملیک نشود. بنابراین در این حالت اصل سرمایه قابل بازپرداخت به سرمایه‌گذار خطر پذیر نیست.
  • 533
  • 0
شاید از این نوشته‌ها هم خوشتان بیاید

0 کامنت

برای نمایش دیگر محتوای بلاگ بر روی لینک زیر کلیک کنید

کلیک کنید

من به دنبال سرمایه گذار هستم

پیدا کن