-
-
-
-
-
-
6 سال پیش
-
-
خواندن 4 دقیقه
صنعت سرمایه گذاری در دیگر کشورها
الف) آمریکا
سابقه صنعت «VC» در آمریکا، به جنگ جهانی دوم باز میگردد و از این منظر، فاصلهای 30 ساله در مقایسه با دیگر کشورها دارد. شکلگیری سرمایهگذاری مخاطرهپذیر در آمریکا، با راهاندازی شرکت «ARD» در سال 1946 میلادی آغاز شد که از همان ابتدا به موفقیتهای چشمگیری دست یافت. سرمایهگذاری 70 هزار دلاری این شرکت، در قبال 77 درصد از مالکیت شرکت «Digital Equipment»، طی چهارده سال بازگشتی معادل پنج هزار برابر سرمایۀ ابتدایی داشت و موفقترین سرمایهگذاری این شرکت محسوب میشود.
در دهه 1980 میلادی، تعداد صندوقهای سرمایهگذاری مخاطرهپذیر آمریکا با افزایش چشمگیری مواجه شد. این امر، تا حدی به سبب تصویب شش قانون مهم، در حدفاصل سالهای 1978 تا 1981 میلادی بود و موجب شد تا صنایعی مانند رایانههای شخصی، بتوانند از آن برای جهش بزرگ خود استفاده نمایند. «سیسکو»، «کامپک»، «لوتوس»، «مایکروسافت» و «استارباکس»، از معروفترین شرکتهای آمریکایی هستند که از سرمایههای ریسکپذیر استفاده نمودهاند.
امروزه، موفقترین صنعت سرمایهگذاری مخاطرهپذیر جهان، در آمریکا فعال است و سبب اصلی آن، فرهنگ قوی کارآفرینی است که به مدیران «VC»ها اجازه میدهد تا در مالکیت شرکتها سهیم شوند. صنعت سرمایهگذاری خطرپذیر آمریکا، مزایای دیگری نیز دارد که شامل دسترسی آسان به نهادهای تأمین منابع مالی، بازار کار انعطافپذیر، قانون ورشکستگی (که کارآفرینان ناموفق را از به راه انداختن شرکتهای جدید منع نمیکند)، سیستم مالیاتی مناسب برای کارآفرینان و نوآوران، حفاظت قوی از حقوق مالکیت معنوی و فرهنگ کسبوکار مبتنی بر شایستگی است.
از سوی دیگر، رابطه نسبتاً تنگاتنگ دانشگاهها با آزمایشگاهها و مراکز تحقیقاتی دولتی از یکسو و شرکتهای خصوصی و صنعت از سوی دیگر، مزیتهای فراوانی برای کارآفرینان استارتآپی فراهم نموده است. انتقال نتایج پژوهشی و نوآوریهای فناورانه از دانشگاهها و مؤسسات تحقیقاتی دولتی به بخش خصوصی، شبکه پیوستهای از شرکتهای کارآفرین و سرمایهگذاران مخاطرهپذیر در مناطقی نظیر دره سیلیکون پدید آورده است که پیشرفتهای بسیاری را در صنایع نوظهور موجب شده است. این ویژگی، از این جهت حائز اهمیت است که در اروپا و آسیا، معمولاً همکاری ناچیزی میان دانشگاهها و بخش خصوصی وجود دارد و تجاریسازی نتایج تحقیقاتی آنچنان مورد تأکید نیست.
ب) آلمان
حجم سرمایهگذاری مخاطرهپذیر در آلمان، تا سال 1998 میلادی در حدود چهار میلیارد دلار بود که تقریباً معادل میزان سرمایهگذاری انجامگرفته در سهماهه سوم همین سال در آمریکا است. البته، سرمایهگذاری مخاطرهپذیر در شرکتهای فناورانه نوپا، بهسرعت در حال افزایش است. شرکت «مدیریت سرمایهگذاری ریسکپذیر تکنو» که در سال 1984 میلادی و در پی انشعاب از شرکت «زیمنس» تأسیس شده است، قدیمیترین شرکت سرمایهگذاری مخاطرهپذیر در آلمان محسوب میشود و در حال حاضر نیز، بخش سرمایهگذاری مخاطرهپذیر «دویچه بانک»، بزرگترین تأمینکننده منابع مالی اینچنینی در آلمان است.
از مشکلات مهم صنعت «VC» در آلمان، میتوان به قوانین دولتی دست و پاگیر، نرخ مالیات نسبتاً زیاد، هزینههای زیاد نیروی انسانی، قوانین انعطافپذیر کار که استخدام و اخراج کارکنان را محدود مینماید، سازوکارهای نامناسب خروج از سرمایهگذاری برای سرمایهگذاران، کمبود استعدادهای مدیریتی برای کمک به شرکتهای نوپا و فرهنگ ضعیف کارآفرینی را نام برد.
ج) انگلستان
پیشرفت انگلستان در حمایت از صنعت «VC»، از همه کشورهای اروپایی بیشتر بوده است. این امر، تا حدی ناشی از اصلاحات دولتی در دو دهه هشتاد و نود میلادی است که کاهش نرخ مالیات، انعطافپذیری بازار کار و اصلاح قوانینی که مانع پیشرفت کسبوکارهای کوچک بوده، را در پی داشته است. برخلاف آلمان، صندوقهای بازنشستگی انگلستان، در تأمین منابع مالی خطرپذیر بیشترین سهم را دارند. در اواسط دهه 1990 میلادی، انگلستان با جمعیتی نصف جمعیت آلمان و فرانسه، بیش از 2 برابر آنها در کسبوکارهای نوپا و فناورانه، سرمایهگذاری مخاطرهپذیر انجام داد. از مراکز مهم سرمایهگذاری مخاطرهپذیر در انگلیس، میتوان به پارک علمی «کمبریج» و «آکسفورد» اشاره نمود.
د) هند
بیشتر کارآفرینان بزرگ هندی، در مراحل نخست کار خود از حمایتهای حرفهای سرمایهگذاران مخاطرهپذیر بهرهمند نمیشوند. قدمت سرمایهگذاری «VC» مدرن در هند، به آغاز فعالیت صندوق توسعه فناوری «TDB» در سال 1987 میلادی باز میگردد. هدف اصلی این بنیاد که اعتبارات آن با اخذ مالیات از فناوریهای وارداتی تأمین میشد، ارائه کمکهای مالی به طرحهای فناورانه، نوآورانه و پر ریسک بود.
هماکنون، چندین صندوق مالی هندی در تأمین مالی خطرپذیر مشارکت دارند. اغلب آنها را نمیتوان سرمایهگذاری خطرپذیر واقعی به شمار آورد، زیرا منابع مالی آنها، در شرکتهای نوپا سرمایهگذاری نمیشود. البته میتوان به آینده خوشبین بود، زیرا شواهدی دال بر آمادگی صنایع هند برای رقابت در عرصۀ بینالمللی نمایان شده است و آگاهی کارآفرینان نسبت به اهمیت سرمایهگذاری مخاطرهپذیر، بیش از گذشته است. به نظر میرسد که همهچیز برای رشد سرمایهگذاری خطرپذیر در هند فراهم است.
انجمن سرمایهگذاری مخاطرهپذیر هند«IVCA»، مرکز ثقل تمام فعالیتهای مربوط به این شیوه سرمایهگذاری در این کشور محسوب میشود. این انجمن در سال 1992 میلادی راهاندازی شده است و در سالهای اخیر، بانک اطلاعاتی بسیار ارزشمندی از سوابق و تجربیات سرمایهگذاری مخاطرهپذیر و منابع در دسترس، ایجاد نموده است.
این سؤال همواره مطرح است که چرا سرمایهگذاری خطرپذیر در آمریکا بسیار موفق است، ولی در کشورهایی نظیر هند، با مشکلات گوناگونی مواجه شده است؟ بزرگترین مانع، تغییر ذهنیت افراد از «تأمین مالی تضمینشده» به «تأمین مالی پرخطر و پرسود» است. زیرا بیشتر فعالان این حوزه، سابقه فعالیت تولیدی داشته و تقریباً هیچگاه تحولات سریع تجارت و بخش خدمات را تجربه نکردهاند. علاوه بر این، مجموعه قوانین نامناسب، عدم وجود سازوکار مناسب خروج و ناهمخوانی در ارزشگذاری شرکتها و محصولاتشان، از مهمترین مشکلات و چالشهای صنعت «VC» در هند به شمار میرود.
ه) چین
آغاز صنعت سرمایهگذاری خطرپذیر در چین، به اواسط دهه 1980 میلادی باز میگردد؛ در این برهه زمانی، دولت چین تصمیم به توسعه صنایع مبتنی بر فناوریهای پیشرفته داشت و از سازوکار سرمایهگذاری مخاطرهپذیر در این امر استفاده شد که البته، به دلیل بیتجربگی مسئولان دولتی و سرمایهگذاران مخاطرهپذیر، بیشتر تلاشهای ابتدایی با شکست مواجه شد.
پس از طی یک دوره حرکت کند و آرام، سرانجام صنعت سرمایهگذاری خطرپذیر در سالهای پایانی دهه 1990 میلادی، با رشد سریعی مواجه شد. همچنان که مردم به تدریج با مفاهیمی مانند: اقتصاد مبتنی بر دانش، صنایع پیشرفته و سرمایهگذاری مخاطرهپذیر آشنا میشدند، صنعت «VC» نیز توسعه سریع خود را آغاز نمود. شرکت سرمایهگذاری ریسکپذیر پکن، نمونه موفقی است که در سال 1998 میلادی، با سرمایهای برابر با 500 میلیون یوآن تأسیس گردید. این شرکت، بنا به دلایل متعددی توانسته است عملکردی موفق داشته باشد که از مهمترین آنها میتوان به رفتار بر اساس قواعد شناختهشده بینالمللی، حمایت جدی دولت، تنوع سهامداران، ترکیب بهینه منابع و گروه سرمایهگذاری متخصص و باتجربه اشاره نمود.
دولت چین، بهتدریج مفهوم اقتصاد مبتنی بر دانش را پذیرفته و سیاستهایی را برای حمایت از توسعه صنعت سرمایهگذاری مخاطرهپذیر تدوین نموده است. در سال 1999 میلادی، شورای حکومتی چین تصمیم گرفت تا با نوآوری و صنعتی شدن، فناوریهای پیشرفته را توسعه دهد. همین تصمیم، تقویت بازارهای سرمایه و نوعی رژیم سرمایهگذاری خطرپذیر مناسب برای توسعه صنایع مبتنی بر فناوریهای پیشرفته را موجب شد. در نهایت، شورای حکومتی چین نظرات خود پیرامون ایجاد رژیم سرمایهگذاری خطرپذیر را چنین عنوان نمود: «صنایع نوظهور و صنایع پیشرفته، از عوامل اصلی رشد اقتصاد مبتنی بر دانش هستند. فناوری اطلاعات، فناوریهای زیستی، فناوری مواد جدید و فناوری پیشرفته ساخت و تولید، از اولویتهای آینده در سرمایهگذاریهای دولتی هستند. ایجاد و توسعه صنعت سرمایهگذاری مخاطرهپذیر، برای حمایت از نوآوریهای فناورانه در بنگاههای کوچک و متوسط الزامی است.»
در راستای سیاستهای کلان دولت مرکزی، دولتهای محلی چین نیز مشتاقانه تلاش نموده تا با تدوین سیاستها و ضوابط مناسب، به رشد سرمایهگذاری مخاطرهپذیر کمک نمایند. یکی از اهداف دولت محلی پکن که در پیشنویس برنامۀ پنجساله توسعه اقتصادی و اجتماعی پکن آمده است، پیریزی اقتصادی مبتنی بر دانش و بهویژه، فناوریهای نوین، طی پنج تا ده سال آینده است.
لازم به ذکر است، صنعت سرمایهگذاری مخاطرهپذیر در چین، با مشکلاتی نیز مواجه است که از آن میان، میتوان به ناهماهنگی شدید اطلاعاتی، ضعف در زیرساختها، عدم وجود چهارچوب قانونی مناسبی و ابهام در نحوه خروج از سرمایهگذاری اشاره نمود. با وجود تمام مشکلات و چالشهای مذکور، آینده سرمایهگذاری مخاطرهپذیر در چین، روشن به نظر میرسد و سیاستهای حمایتی دولت چین، محیط مساعدی برای سرمایهگذاری «VC»ها فراهم نموده است. علاوه بر این، اقتصاد رو به رشد چین، فرصتهای سودآور زیادی دارد که به احتمال قریب به یقین، با استقبال صندوقهای مخاطرهپذیر مواجه خواهد شد.
شاید از این نوشتهها هم خوشتان بیاید
0 کامنت