شرکت های استارتاپی برای تامین هزینه های خود نیازمند جذب سرمایه هستند. سرمایه گذاران نیز در صورتی این هزینهها را متقبل می شوند که ایده آن استارتاپ بسیار کامل و متقاعد کننده باشد و مدیر استارتاپ چشم انداز آن را به خوبی درک کرده باشد.
متقاعد کردن معمولا بدین معناست که سرمایه گذاران بدانند نمونه محصول موردنظر در بازار وجود دارد و از پیشرفت آن تا حدی اطمینان داشته باشند. بنیان گذاران باید اولا از کارایی ایده خود مطمئن باشند؛ دوما از فن بیان بالایی برخوردار باشند تا بتوانند سرمایه گذاران را قانع کنند و آن ها را تحت تاثیر قرار دهند.
در زمان ملاقات با افراد سرمایه گذار، چند نکته مهم وجود دارد که قبل از شروع ملاقات باید به آن ها توجه کنید. اول اینکه باید از شناخت مخاطب خود اطمینان حاصل کنید و بدانید که معمولا در چه زمینه هایی علاقه دارد سرمایه گذاری کند.
دوم اینکه ایده ی خود را به ساده ترین حالت ممکن بیان کنید. پس از آن باید با دقت به صحبت های سرمایهگذار گوش کنید و سعی کنید تمامی ابهامات ذهن او را برطرف کنید. اگر بتوانید شرایطی را ایجاد کنید که سرمایه گذار از شما بیشتر صحبت کند احتمال معامله را افزایش داده اید. بطور کلی باید سعی کنید تا با سرمایه گذار ارتباط خوبی برقرار کنید.
روش های جذب سرمایه و مذاکره با سرمایه گذار
امروزه برای بسیاری از ایده های جدیدی که به استارتاپ تبدیل می شوند، هزینه های مربوط به پیاده سازی ایده یک معضل بزرگ به حساب می آید. از این رو بسیاری از استارتاپ ها به دنبال افرادی می گردند که بتوانند از طریق آن ها سرمایه جذب کنند. اگر استارتاپ از مجموعه افرادی بسیار با تجربه و قوی هم تشکیل شده باشد، بدون سرمایه نمی تواند به موفقیت دست پیدا کند.
۱- عدم فهم درست از نحوه عملکرد مؤسسات سرمایه گذاری ریسک پذیر (Venture capitals)
قبل از جلسه با سرمایه گذاران، درک روشنی از نحوهی عملکرد مؤسسات سرمایه گذاری پیدا کنید. این مؤسسات با سرمایه گذاری در استارتاپ شما، صاحب بخشی از سهام آن می شوند و بعد از مدت زمانی که کسب و کارتان توسط کمپانی های دیگر خریداری شد، سهام این مؤسسات از استارتاپ که به دلیل سرمایه گذاری در آن به آنها تعلق گرفته است و در طی این مدت رشد کرده است به آنها باز خواهد گشت.
این تصور که مؤسسه سرمایه گذار به شما پول قرض می دهد و پس از مدت زمانی مشخص اصل پول با سود آن را پس می گیرد، تصور غلطی است.
۲- به دنبال سرمایه گذار مناسب باشید
قبل از دیدار با سرمایه گذار، دربارهی حوزه هایی که مؤسسه سرمایه گذاری در آنها اقدام به سرمایه گذاری می کند تحقیق کنید. از این موضوع که سرمایه گذار در حوزه ای که کسب و کار شما در آن فعالیت می کند و اینکه حداکثر میزان سرمایه گذاری وی به اندازه نیاز شما است اطمینان حاصل کنید.
۳- ارائه قبل از پختگی کامل ایده
اگر ایدهی شما هنوز به تحقیقات و کار بیشتری احتیاج داشته باشد مانند ایدههای صنعتی که به کارهای آزمایشگاهی و محاسباتی نیاز دارند، هنوز زمان ارائهی ایدهی شما برای سرمایه گذار فرا نرسیده است. مؤسسات سرمایهگذاری ریسکپذیر روی پروژههای تحقیقاتی هزینه نمی کنند. هم چنین این گونه ایدهها بر روی کاغذ نمود کافی ندارند و باید در غالب یک محصول که برای مشتری جذابیت دارد درآورده شود.
۴- عدم پذیرش دخیل کردن سایر سرمایهگذاران در تصمیم گیریهای کلیدی
سرمایهگذاران به شدت از صاحبان ایدههایی که توصیه ناپذیر بوده و هیچگونه انعطافی در کار گروهی از خود نشان نمیدهند هراسانند. در نقطهی مقابل از افرادی که علاوه بر داشتن ایدههای خوب حاضر هستند در تصمیمگیریها و ادارهی استارتآپ دیگران را نیز سهیم کنند استقبال می کنند.
۵- نداشتن اطلاعات کافی از مشتریان
چقدر برای شناخت مشتریان محصول و یا خدمتتان و نیاز واقعی آنها مطالعه و تحقیق کرده اید؟ آیا می دانید مشتریان نیازهای خود را به چه صورت بروز می دهند؟ آیا مشتریان برای رفع نیاز خود به راهحل شما اعتماد خواهند کرد؟ و در آخر اینکه آیا می دانید مشتریان از چه راههایی به سمت شما جذب میشوند؟
سؤالات بالا سؤالات بسیار اساسیای هستند که به پاسخهایی روشن و مستند نیاز دارند.
۶- نادیده گرفتن رقبا
هیچ وقت این جمله ” ما هیچ رقیبی نداریم” را بر زبان نیاورید زیرا نشاندهنده درک نادرست شما از بازار و دنیای کسبوکار است. به جای این باید نشان دهید که ایده و راهحل شما در مقایسه با سایر رقبا بهتر یا سریعتر یا ارزانتر یا جذابتر است. پس هیچوقت این اشتباه را نکنید زیرا حتی پیشروترین و جدیدترین کسبوکارها از نظر فناوری هم برای خود رقبایی دارند.
۷- عدم موفقیت در نشان دادن ارزشی که برای مشتریان خلق می کنیم
آیا کسبوکار ما نیازهای اساسی و بسیار مهمی که مشتریان به طور روزمره با آن مواجهند را برطرف می کند یا درصدد رفع نیازهای آنی و کوچک آنان است.اغلب سرمایهگذاران ریسک پذیر در کسبوکارهای نوع اول سرمایهگذاری میکنند.
۸- نداشتن مدل کسبوکار
آیا نقشه راه معینی برای اینکه کسبوکارشما سودآور باشد دارید؟ کارآفرینان زیادی به خصوص در حوزهی فناوری اطلاعات هستند که وقتی از آنها پرسیده شود چه نقشهای برای کسب درآمد از این کسبوکار دارید، پاسخ میدهند از طریق فروش آن به کمپانیهای بزرگ مثل گوگل یا فیسبوک. لازم است بدانید که این یک مدل کسبوکار نیست بلکه یک راهبرد برای خارج شدن و رها شدن از آن کسبوکار است و احتمالا یک راهحل تقریبا دست نیافتنی است، زیرا اگر در وهلهی اول به نحوهی درآمدزایی کسبوکار فکرنکنید در آینده نیز برای دیگران هیچ جذابیتی که منجر به سرمایه گذاری یا خرید استارتاپ شما بشود، وجود نخواهد داشت.
۹- نداشتن یک استراتژی مشخص برای ورود به بازار
بیان این جمله ” اگر این ایده شروع به کار کند مشتریان خودشان به سوی ما سرازیر می شوند” حکایت از سادهانگاری گوینده این جمله دارد. اما به این جمله که نشاندهنده نگرش منطقی یک کارآفرین است توجه کنید: ” ما اگر بتوانیم یک درصد از سهم بازار را کسب کنیم به نظر می رسد که این کسب و کار موفق بوده است.” سرمایهگذاران یک استراتژی ورود به بازار دست یافتنی و همچنین یک نقشهی راه عملیاتی شامل معرفی کامل و با جزئیات محصول، راهکارهای ارتقاء آن و جغرافیایی که قرار است محصولات در آن عرضه شود را از کارآفرینان انتظار دارند.
0 کامنت